/ 22 نظر / 74 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلسوختگان

آفریدند مرا تا که گدایت باشم سائل دائمی دست عطایت باشم آفریدند مرا از تو بگیرم عصمت شیعه چشم و دل غرق عزایت باشم تا خدا هست تو هم باقی بالله هستی می شوم مثل تو گر ازشهدایت باشم چون عزای تو بقای همه دین خداست آمدم گرمی این بزم عزایت باشم تو قتیل العبراتی که خدا فرموده: «ای حبیبم من الله بهایت باشم» گر نشد زنده بیایم به حریمت مددی تا که مدفون شده در کرببلایت باشم اشک ما تلبیه ماست به حل من ناصر داده ای اذن که این گونه فدایت باشم شدی آواره که اسلام نگردد تحریف کاش آوراه این حکم ولایت باشم

فرنگیس

ازبيم و اميد عشق رنجورم ارامش جاودانه مي خواهم بر حسرت دل دگر نيفزايم اسايش بي كرانه مي خواهم پا برسردل نهاده مي گويم بگذشتن از ان ستيزه جو خوشتر يك بوسه زجام زهر بگرفتن از بوسه ي اتشين او خوشتر پنداشت اگر شبي بسر مستي در دامن عشق او سحر كردم شبهاي دگر كه رفته از عمرم دردامن ديگران بسر كردم ديگر نكنم ز روي ناداني قرباني عشق او غرورم را شايد كه چو بگذرم از او يابم ان گمشده ي شادي و سرورم را ان كس كه مرا نشاط ومستي داد ان كس كه مرا اميد وشادي بود هرجا كه نشست بي تأمل گويد:او يك زن ساده لوح عادي بود مي سوزم از اين دورويي و نيرنگ يكرنگي كودكانه مي خواهم اي مرگ از ان لبان خاموشت يك بوسه ي جاودانه مي خواهم عشقي كه تو را نثار ره كردم درسينه ي ديگري نخواهي يافت زان بوسه كه بر لبانت افشاندم سوزنده تر از ان نخواهي يافت در جست وجوي تو ونگاه تو، ديگر ندود نگاه بي تابم انديشه ي ان دوچشم رويايي هرگز نبرد زديدگان خوابم ديگر بهواي لحظه يي ديدار دنبال تو دربه در نمي گردم دنبال تو اي اميد بي حاصل ديوانه و بي خبر نمي گردم ... [گل]

رضوانه

بهتون سرمیزنم و از عکس نوشته هات استفاده میکنم واسه دوستام میفرستم. منتظر بقیه اش هستم. موفق باشی [گل][گل][گل]

تعلیم و تربیت اسلامی

سلام. [گل] امیدوارم حالتون خوب باشه . . از شما دعوت میکنم در نظر سنجی های وبلاگ بنده شرکت کنید .[گل]

دلسوختگان

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری غم اگر به كوه گویم بگریزد و بریزد كه دگر بدین گرانی نتوان كشید باری چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان كه به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری دل من ! چه حیف بودی كه چنین ز كار ماندی چه هنر به كار بندم كه نماند وقت كاری نرسید آن ماهی كه به تو پرتوی رساند دل آبگینه بشكن كه نماند جز غباری همه عمر چشم بودم كه مگر گلی بخندد دگر ای امید خون شو كه فرو خلید خاری سحرم كشیده خنجر كه ، چرا شبت نكشته ست تو بكش كه تا نیفتد دگرم به شب گذاری به سرشك همچو باران ز برت چه برخورم من ؟ كه چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری نه چنان شكست پشتم كه دوباره سر بر آرم منم آن درخت پیری كه نداشت برگ و باری سر بی پناه پیری به كنار گیر و بگذر كه به غیر مرگ دیر نگشایدت كناری به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها بنگر وفای یاران كه رها كنند یاری ... "هوشنگ ابتهاج"

انسان

خدایا ایمان واقعی عطا کن تازمینه ظهورش را فراهم کنیم[فرشته]

saeed

زيباترين حس سجده اين است که در گوش زمين پچ پچ ميکنى، اما در "آسمان"صداى تو را ميشنوند... وقتی بهترین ها را برای دیگران می خواهید، افکارتان بکر است و زلال! در کلام آسمانی آمده است: دعا قضا را برمی گرداند، هرچند آن را محکم کرده باشند ! به همین سادگی … کمترین مهربانی این است که برای هم دعا کنیم! التماس دعا